خاطرات گذشته 2 (دماوند 86)
کوه نوردی به قله دماند ،استان مازندران
هیئت کوهنوردی شهرستا ن آران وبیدگل
روزهای چهار شنبه تاجمعه چهاردهم تا شانزدهم شهریور 86
صبح روز چهارشنبه 86/6/13 ساعت 3 صبح از منزل خارج شدم وبه طرف میدان سپاه به راه افتادم.سپس با مینی بوس به همراه دیگر دوستان به طرف تهران وروستای رینه نزدیک دماوند حرکت کردیم.

قبل ازرسیدن به روستا مستقیم با همان مینی بوس به طرف کمپ یا (گوسفند سرا) حرکت کردیم.مسیر فرعی به کمپ چون خاکی ودست انداز زیادی داشت پیاده شدیم ومقداری از راه را پیاده ادامه دادیم.

ساعت 2 بعدز ظهر بعداز کمی استراحت با اماده کردن وسایل به طرف کمپ 2 به راه افتادیم.مسیر برای بعضی از بچه ها با کوله پشتی های سنگین وشیب تند تقریبا سخت بود.هرطور بود مسیر را ادامه دادیم .

در حدود ساعت 6/30 نزدیک غروب به کمپ رسیدیم.

بعد ازرسیدن هر کسی مشغول برپا کردن چادر ودرست کردن چای واستراحت شد.با استراحت وگرفتن وضو در سرمای زیر صفردرجه وخواندن نماز وحوردن مختصری شام ،حدود ساعت 9 به کیسه خواب رفتیم برای استراحت وخوابیدن. چند ساعتی را در هوای 12 درجه زیر صفر بدون اینکه خوابمان ببرد سپری کردیم.

ساعت 3/30 نیمه شب،پنج شنبه 86/6/15 بلند شدیم وخود را برای صعود آماده کردیم.برای صعود از همان ابتدا سه نفر ماندند وبا 16 نفر حرکت کردیم
در بین راه هم تا نقطه ای که به آبشار معروف است 6 نفر به علت ضعف وخواب آلودگی برگشتندبه کمپ .بنابراین یک گروه 10 نفری مسیر را دامه دادیم. مسیر قله ی دماوند بر عکس بعضی از قلل ایران که تقریبا سرسبز ودارای پستی وبلندی است ،مسیری خشک وگرد وخاکی ،آن از هم ازنوع گوگردی وبا شیب تند ویکنواخت است.

در طول مسیر مناظر اطراف زیبایی خاصی داشت.

مخصوصا آبشار یخی که سالیان درازیاست که این آبشار پا برجا مانده است وبرای تعیین مسیر هم علامت خوبی است.اکثر کوهنوردان تا همین آبشار می آیند وبرمی گردند.گروه 10 نفری ما به حرکت خود ادامه دادند وازآبشار گذشتیم.ازاین نقطه به بعدبه دلیل گازهای گوگردی اکسیزن کم می شد وخواب آلودگی به ما دست می داد به طوریکه اگر می خواستیم چند دقیقه ای استراحت کنیم فورا به خواب می رفتیم.به این دلیل از استراحت صرف نظر کردیم..حتی در حال راه رفتن هم یک لحظه من به خواب رفتم که فورا خودم را جمع وجور کردم.
500 مترمانده به قله دیگر خیلی سخت شده بود.چون شیب خیلی تند وخطرناک داشت ورمقی برای ادامه نمانده بود خسته هم بودیم ، اکسیزن کم بودعلاوه برآن گاز گوگردی که از کوه خارج می شدراه تنفس ما را می گرفت به همین دلیل صعود خیلی سخت شده بود.هرطور بود با ماسک وسرعت خیلی کم به بالا حرکت کردیم.

در حدود ساعت 11/30 نزدیک ظهر به قله رسیدیم. در قله منظره ی زیبای اطراف ،فوران گازهای گوگردی که از چند دهانه ی چند متری کوه با سر وصدای وحشتناکی با غرش به بیرون می زدواجازه ی تنفس را ازما گرفته بودوگمان می کردی که آلان آتشفشان فعال خواهدشد،به عجایب وعظمت خداوند بیشتر پی می بردیم.

قله همه سفید پوش بود قسمتی از برف پوشیده بودوقسمتی هم پوشیده از خاک های سفید گوگردی خارج شده از دهانه ی آتشفشان .درگوشه ای هم مجسمه ی صیاد شیرازی به چشم می خورد که توسط عده ای از روی سکو کنده شده بود وروی زمین انداخته بودند.

چون دیگر توان نفس کشیدن نداشتیم بعدازچند
دقیقه ای استراحت وگرفتن چند عکس حدود ساعت 12 به طرف پایین حرکت کردیم.
موقع فرود دویست ،سیصد متر راباید خیلی با احتیاط پایین می آمدیم.چون خاک های پودرمانندپراکنده شده ی داخل کوه به اطرف وپرتگاه های طولانی مسیر را نرم وخطرناک کرده بود.به همین دلیل حرکت ما در ابتدا خیلی کند وآهسته بود.با گذشتن از این مسیر تصمیم گرفتیم که چند دقیقه ای استراحت کنیم. با نشستن واستراحت اصلا متوجه نشدیم که چطور همه همزمان به خواب رفتیم.چند دقیقه استراحت ما در حدود یک ساعت شد که من بیدار شدم دیدم همه خواب هستندسریع همه را بیدار کردم وقبل از اینکه شب بشود حرکت کردیم.

دورنمای کمپ گوسفند سرا موقع برگشت ازقله
بعد ازمقداری حرکت به مسیر شنسکی رسیدیم.از انجا تا نزدیکی کمپ راحت از روی شن ها به طرف پایین سُر خوردیم.بعداز آن یک مسیر سنگلاخی را هم با احتیاط گذراندیم.درحدود ساعت 4/30به کمپ رسیدیم.بعد تصمیم گرفتیم که با یک استراحت کوتاه به طرف کمپ یک حرکت کنیم.اما چون بعضی ازبچه ها دیگر توان راه رفتن نداشتند دومرتبه تصمیم گرفته شد که شب را درکمپ 2 بمانیم. بنابراین بعداز چند دقیقه ای استراحت در داخل چادر،نماز ظهر وعصر را خواندیم ودوباره به داخل چادر رفتیم وبه خوردن تنقلات ودرست کردن چای وکپ زدن پرداختیم.
بعداز خواندن نماز مغرب وعشا با خستگی وبدون خوردن شام در سرمای 20 درجه ی زیر صفر با چند تا لباس گرم به داخل کیسه خواب رفتیم.بعداز یکی دوساعت خوابیدن به دلیل سرمای زیاد بیدار شدیم وتاساعت 5 صبح کلنجار رفتیم.
ساعت 5 صبح روز جمعه 86/6/16 بلند شدیم وبا خواندن نماز وجمع کردن وسایل به طرف کمپ یک روانه شدیم.چون درآن روز همایش سراسری نیز بود،موقع رسیدن به کمپ مقداری تنقلات وچند بطری آب نیز از طرف مسئولان همایش دریافت کردیم.

چون مینی بوس بعداز پیاده کردن ما به روستای رینه رفته بود،به ناچار یک نیسان کرایه کردیم وبه طرف روستا حرکت کردیم. موقع رفتن به رینه به دلیل ازدحام وسایل نقلیه ی کوهنودران همایش خیلی کند حرکت می کردیم.یعداز رسیدن به روستا حدود نیم ساعتی استراحت کردیم وبا عوض کردن لباس به طرف آب گرم لاریجان حرکت کردیم.


دریکی از خیابان های آنجا توقف کردیم وبا هرزحمتی بود در آن شلوغی ماشین راپارک کردیم .هرجند نفری به یکی از خانه هایی که حمام آب گرم داشت رفتند من هم با چند تا ازبچه ها به یکی ازاین خانه رفتیم وگرد وخاک وخستگی کوه را از بدن رفع کردیم.
حدود ساعت 11/30 صبح از لاریجان به طرف آران وبیدگل ،ازجاده هراز ادامه ی مسیر دادیم.

ساعت یک بعدازظهربه رود هن رسیدیم .در یکی از رستوران های آنجا نماز را خواندیم وناهار را خوردیم وروانه شدیم. درعوارضی تهران هم با خوردن چند چای استراحت کوتاهی داشتیم.
ساعت 8 شب به اران وبیدگل رسیدیم وبه این سفر کوهنوردی به قله ی دماوند را پایان دادیم.

باسلام؛این وبلاگ به منظور ارائه ی اطلاعات جهت دسترسی علاقه مندان به ورزش کوه نوردی در موردآگاهی های هنگام کوه نوردی،برنامه ها،همایش ها، وفعالیت های هیات راه اندازی شده است.