خاطرات گذشته 3 (قله پریز87)
کوه نوردی به قله پریز ،شهرستان دورود از استان لرستان
هیئت کوهنوردی شهرستا ن آران وبیدگل
روزپنج شنبه و جمعه 12و87/2/13
ساعت 4 بعداز ظهر روز پنج شنبه تاریخ 87/2/12 با اتوبوس به طرف شهرستان دورود حرکت کردیم.حدود ساعت 10 شب بعد از گذشتن از شهر های محلات ،خمین وچند شهر دیگربه دورود رسیدیم.در مدخل شهر منتظر یکی از دوستان فرهنگی آنجا به نام آقای درمیدانی که میزبان وراهنمای ما بود شدیم.بعداز آمدن او به منزل ایشان رفتیم.درمنزل ایشان بعداز استراحت ونماز وخوردن شام حدود ساعت 11/30 خوابیدیم .

ساعت 5 صبح روز جمعه با سروصدای بچه ها از خواب بیدار شدیم وبعداز نماز از منزل خارج شدیم .ساعت 7 به دامنه ی کوه رسیدیم وبه طرف قله حرکت کردیم.

بعداز یک ساعت حرکت درمسیر زیبای چمنزارونسیم صبحگاهی به چشمه ی آبی به نام راکن رسیدیم. درآنجا با جمعیت زیادی که برای تفریح آمده بودند روبرو شدیم.ماهم در آنجا استراحت کوتاهی داشتیم وصبحانه ی مختصری هم خوردیم ودرساعت 9/30 به حرکت خود ادامه دادیم.

مسیر خیلی زیبا وباطراوت بودمسیری پراز درخت های بلوط که سرسبزی وزیبایی خاصی به آن منطقه داده بود.از جنگل بلوط که گذشتیم به گردنه ی باریک وتقریبا خطرناک رسیدیم که باید خیلی با احنیاط این مسیر را دور می زدیم.

بعداز عبور ازاین گردنه حدود ساعت 12/30به منطقه ای برفی وشیب دار نزدیک شدیم.باید این مسیر را نیز طی می کردیم تا به یک غار که در دل کوه بود برویم.

چندتن از بچه ها به همراه راهنمای کوه با کلنگ وبیل کوهنوردی شروع کردیم به درست کردن پله بر روی برف ها،تا بچه ها به پایین سر نخورند.پله را به سمت غار درست می کردیم ودوستان تیز به همراه ما می آمدندتا بالاخره به غار رسیدیم.

غاری بزرگ به اندازه ی یک زمین فوتبال ،محلی های آنجا به این غار کردختر می گفتند.،در داخل غاز نیز تونل ها وسوراخ هایی بود که انتهای آن مشخص نبود.

بعداز نیم استراحت وخوردن تنقلات به طرف قله حرکت کردیم.چون مسیر خطرناک بود وانرژی زیادی می خواست ،تعدادی از بچه ها که نیرویشان ضعیف شده بوداز ادامه ی مسیر منصرف شدند.بقیه حرکت را ادامه دادیم .درادامه از یک مسیر برفی وخطرناک برفی دیگر نیز با احتیاط عبور کردیم .

بعداز گذشتن از چند مسیر سنگلاخی وهموار،حدود ساعت 3 بعداز ظهر به قله پریز رسیدیم.

قله ای وحشتناک ولی درعین حال زیبا بود. قله برخلاف کوه های دیگر که اطراف آن شیب داراست ،این قله به غیراز مسیر حرکت ما ،اطراف آن تا پایین دیواره ای وپرتگاه بود که با نگاه کردن به پایین سرگیجه می گرفتی. اما زیبا هم بود چون ازآن بالا تمام شهرستان دورود با سرسبزیش نمایان بود.

بعداز چند دقیقه ای استراحت به طرف پایین حرکت کردیم.حدود ساعت 5 بعداز ظهر با عبور از این مسیرهای سخت برفی وسنگلاخی به غار رسیدیم.

با خوردن چند لقمه ای به عنوان ناهار وخواندن نماز روانه ی پایین شدیم.حدود ساع 7 به دامنه ی کوه رسیدیم. چند دقیقه ای هم درکنار چشمه ودرکنار چادر عشایر استراحت کردیم وبه حرکت ادامه دادیم.
ساعت 8 شب به اتوبوس رسدیم.بعداز عوض کردن لباس ورسیدن به سر ووضع خودوخوردن دوغی که روستاییان به ما داده بودندبه طرف اران وبیدگل حرکت کردیم.
با خارج شدن از شهر وخداحافظی از راهنمای کوه وخواندن نماز مغرب وعشا در مسجد ورودی شهر وخوردن یک بستنی ادامه ی مسیر دادیم.ساعت 2 نیمه شب هم به آران وبیدگل رسیدیم .
باسلام؛این وبلاگ به منظور ارائه ی اطلاعات جهت دسترسی علاقه مندان به ورزش کوه نوردی در موردآگاهی های هنگام کوه نوردی،برنامه ها،همایش ها، وفعالیت های هیات راه اندازی شده است.