روز نوزدهم

دوشنبه 92/7/22 مطابق با 9 ذیحجه

سرزمین عرفات -مشعرالحرام

امشب شب پورشوری بودحال وهوایی داشت که شاید هیچوقت دیگر برای کسی پیش نیاید.به همین دلیل یکی دوساعت بیشتر نخوابیدیم آن هم خواب عمیق نبود.تا موقع نماز صبح هرکسی درگوشه ای ،درچادر،بیرون چادر،درخاک ها،بین علف ها به دعا ونماز وقرآن وراز ونیاز با خدا مشغول بود. همه سعی می کردند که از این فرصت ها نهایت استفاده ی معنوی را ببرند.

بعداز نماز صبح چند دقیقه ای به سخنان آقای خرمی در مورد عرفات گوش دادیم وهرکسی مشغول کاری شد.من هم رفتم به تماشای اطراف.مردم کشورها را می دیدم که زن ومرد،کوچک بزرگ با پای پیاده از نقاط دور می آمدند.

افرادی را می دیدم که نذری های خود راآورده بودند ودربین مردم پخش می کردند وکسانی که از راه همین نذری ها ارتزاق می کردندبدون هیچ هزینه ای برای سفر.(البته بیشترازکشورهای آفریقایی بودند.)

صدای لبیک با صوت عربی هم از بلندگوهای اطراف پخش می شد که به این شلوغی شور وحال مضاعفی می داد.

حدود ساعت 8/30 به جلسه ای که از طرف بعثه ی رهبری برای برائت از مشرکین برگزارشده  بود رفتیم.



به علت گرمای زیاد وکمبود وسایل خنک کننده عرق زیادی ریختیم.اما گرمای معنوی جلسه حرارت طبیعی را ازیاد می برد.



جلسه با قرآن وچند شعار ضد آمریکایی شروع شد.بعد با سخنرانسی آقای قاضی عسکر نماینده ی رهبری درحج وخواندن قطعنامه ی برائت درساعت 10/30 پایان یافت.

در مسیری که به طرف چادرها برمی گشتیم کوه جبل الرحمه ازدور نمایان بودومردمی که در آن میانه ی روز درآن هوای گرم هم به قله در رفت وآمد بودند جلوه ی خاصی به آن داده بود.

درظهر روز عرفه باید نیت وقوف در عرفات بکنیم. به همین دلیل وقتی وارد چادر شدیم با گفتن اذان نیت وقوف درعرفات کردیم ومشغول نماز ظهروعصر شدیم.می گفتندکه امام زمان (عج) ظهر روزعرفه وارد عرفات می شودوبا حجاج همگام می شودانشاالله که همینطوربوده است.

بعدازظهر هم درآن بیابان درزیر چادرها به یادامام حسین (ع)که دعای عرفه را در دامنه ی کوه جبل الرحمه خواندوبه به کربلا رفت ،ما هم دعای عرفه را خواندیم.دعای با حالی بود (خدا قسمت همه کند)حدود ساعت 5 با خواندن دعای عاشورا مراسم پایان یافت.

شب بعداز استراحت ونماز وشام،خانم ها حدود ساعت 8 به طرف مشعرالحرام ومنا ورمی جمره حرکت کردند.خانم ها درمشعرنمی مانند چند دقیقه ای توقف می کنند وبه طرف منا می روند.اما مردها باید شب را در مشعرالحرام  تا طلوع آفتاب بمانند.

حدد ساعت 9 مردها نیز با اتوبوس به طرف مشعر حرکت کردیم.بعدازرسیدن وجایی برای نشستن پیدا کردن ،نیت بیتوته در مشعرالحرام کردیم. مشعرالحرام نیز منطقه ای بیابانی است که امکانات آن فقط درحد چند سرویس بهداشتی است که به فاصله ی هر30 -40 متری چند سرویس ساخته اند.

حجاج شب را با یک زیرانداز وبا لباس احرام وبا خواندن دعا ونماز وقرآن سپری می کنند.درآن شب وقتی دور دست ها را نگاه می کنی وملت های مختلف را می بینی که هیچ تفاوتی با هم ندارند،غنی وفقیر،زورمند وضعیف ،سیاه وسفید معنا نداردهمه سفید پوش مشغول دعا وراز ونیاز با معبود خود هستندوهرکسی دنبال اعمال ورفتارخود است ،به یاد روز محشر می افتی وحقیقتا تکانی می خوری وبه خود می آیی.

آن شب را تا طلوع آفتاب با خدای خود خلوت کردیم.